مصاحبه ایسنا – رویداد ا ح ه اصفهان

مصاحبه ایسنا در رابطه با نمایشگاه ا ح ه اصفهان با احسان تحویلیان

گفت‌وگویی  با احسان تحویلیان، هنرمند و گرداننده این نمایشگاه انجام داده‌ است که در ادامه می‌خوانید:

توضیحی در خصوص ساندآرت و این نمایشگاه بدهید؟

هنرمندان تجسمی با خارج‌کردن صدا از انحصار موسیقیدان‌ها در دهه ۸۰ میلادی سعی داشتند صدا را از آن خود کنند تا تجربیات جدیدی را در زمینه‌ی صورت به‌دست آورند تا از این طریق با نگاهی غیر تصویری، به نقد و نفی فضای هنری خویش بپردازند. ما نیز با استفاده از تجربیات ۱۸ هنرمند اصفهانی در تلاش بودیم تا به نفی فضای هنری اصفهان بپردازیم که در این راستا از هنرمندانی که در زمینه‌ی هنر تجسمی کار می‌کرده‌اند و حیطه‌ی اصلی آن‌ها موسیقی نیست، دعوت کردیم تا این بار به‌جای متریال تجسمی، از صدا استفاده کنند.

فراخوان به‌صورت عمومی اعلام شده بود؟

نه. اعضای این نمایشگاه انتخاب شده‌اند که ۱۸ نفر هستند. موضوع آزاد دادیم که این تعداد هنرمند هر برخوردی که می‌خواهند با صدا داشته باشند.

در خصوص ساندآرت بگویید؟ چقدر در ایران به آن پرداخته شده است؟

هنر ساندآرت در ایران خیلی کم کار شده و در دنیا از سال ۱۹۸۰ به‌صورت جدی کار شده است، اما در ایران به جز دو سه کار قابل توجه چیزی نبوده و در اصفهان تا به حال نداشته‌ایم و این کار می‌تواند جزو کارهای جدی‌ای که در ایران کار شده است، قرار گیرد.

به گفته‌ی شما ساندآرت سال‌های زیادی است که به‌وجود آمده، چرا در طول این سال‌ها آن‌طور که باید و شاید از آن بهره گرفته نشده است؟

جامعه باید احساس نیاز کند. زمانی که تو هنوز احساس نیاز نکردی که تابلوی نقاشی در خانه‌ات داشته باشی و از وسایل دیگر برای آویزان‌کردن در اتاقت استفاده می‌کنی، این به معنای آن است که هنوز این احساس نیاز را در خود نداشته‌ای. خیلی زمان می‌برد تا یک موسیقی خوب بشنوی، به نمایشگاه ساندآرت بروی و … و این همان بحث تربیت است که ما نداشته‌ایم.

در مورد این نمایشگاه، عنوان و شرکت‌کنندگان بگویید؟

من، علیرضا ارواحی و رسول کمالی کیوریتور و گرداننده‌ی این نمایشگاه هستیم. عنوان «اح‌ه»؛ یک کلمه یا واژه نیست و آوایی به معنای اعتراض، برون‌ریزی و بودن است و گاه برای صدازدن کسی اولین رفلکسی که می‌توانی به کار ببری «اح‌ه» است. ما این رفلکس را به جامعه‌ی هنری خود، شهر اصفهان و خصوصاً فضای سنتی و مرسومی که همیشه انسان را محروم می‌کند داشتیم که این عنوان نیز از آن‌جا نشأت گرفته شده است.

به نظر شما چقدر این نمایشگاه برای مخاطبین قابل درک است؟

این اولین کار است که در اصفهان به نمایش گذاشته می‌شود و نسبت به بازخوردی که دیروز گرفتیم، استقبال بسیار خوبی صورت گرفت. ما مخاطبین خاصی را داریم که گالری‌رو هستند و علاوه بر آن‌ها مخاطبین جدید و حتی آرتیست‌هایی که کمتر به گالری آمده بودند به این نمایشگاه آمدند پس این نشان‌دهنده‌ی این است که وقتی ایده جدید باشد، حضور مخاطبین نیز بیشتر است.

چه مقدار این نمایشگاه موفق بوده است؟

در حال حاضر مخاطب با یک شوک روبروست؛ و این اولین کار جدی در اصفهان است. موفقیت و یا عدم موفقیت این کار را اکنون نمی‌توان سنجید ولی میزان پیگیری، استقبال و … اهمیت دارد. افرادی بودند که طول کار -که ۳۵ دقیقه است- را چهار بار مداوم گوش می‌دادند. در آینده باید دید که چقدر کار ما موفق بوده است.

آیا ساندآرت به‌عنوان هنری آوانگارد در دنیا محسوب می‌شود؟

شاید در ایران آوانگارد باشد، اما در خارج از ایران هنری مرسوم است.

آن‌چه در کل مخاطب از این نمایشگاه دریافت می‌کند، چیست؟

ذهن‌ مخاطب این‌طور تربیت شده که به گالری بیاید تا چیزی ببیند، ولی الان می‌بینند هیچ چیز بر روی در و دیوار نیست که این برای مخاطب ایرانی و اصفهانی مسأله جدیدی است. در ۴۰ سال گذشته در خارج از ایران کارهایی بوده که هنرمند تنها فضای خالی گالری را به‌عنوان هنر خود نام برده و ذهن مخاطبین آن نیز آن‌چنان پرورش یافته است که می‌داند اگر به گالری برود و با هیچ قاب و تصویری روبرو نشود، چه واکنشی نشان دهد که ما در ایران این موضوع را نداشته‌ایم.

به نظر شما این نمایشگاه برای مخاطبی که ذهن آماده‌ای ندارد، تأثیر مثبت دارد یا منفی؟
قطعاً مثبت است چرا که باید از جایی شروع شود. مخاطب آمده با چشم‌هایش ببیند اما این تجربه جدید را به آن می‌دهیم که حالا از گوشت استفاده کن! و این بسیار اهمیت دارد. عامل مهم دیگر نیز این است که ما این ساندآرت را به شکلی قرار دادیم که مخاطبین ساکت باشند و گوش بدهند به چیزی که نمی‌دانند چیست. مخاطب آمده، دو ساعت ایستاده و سکوت می‌کند تا خود را دست موج و تجربه جدیدی بسپارد. به نظر من در ساندآرت این تربیت دستاورد بزرگی است. همین سکوت و احترام نشان‌دهنده پتانسیل بالای جامعه است. این کارها ارائه نشده و مخاطب نیز ندیده و با آن آشنایی ندارد و به محض این که ارائه شود، مخاطب بعد از دو سه بار دیدن یاد می‌گیرد.

چقدر به رسانه ساندآرت اعتقاد دارید؟ به نظر شما کدام هنر بیشتر تأثیرگذار است؟

به نظر من هنر اگر در مکان و زمان مناسبی دیده شود، جایگاه داشته باشد و تعداد گالری‌ها نیز زیاد باشد، همه به بالارفتن شعور بصری جامعه کمک می‌کند چه مجسمه، عکس، نقاشی و یا ساندآرت باشد. هر کدام به نوبه‌ی خود می‌تواند زبان تصویری و هنری را پرورش دهد در صورتی که گالری استاندارد داشته باشیم.

تداخل این نمایشگاه با ماه رمضان، چقدر بر روی استقبال مخاطبین مؤثر بوده است؟

در ماه رمضان همیشه گالری‌های اصفهان بسته است و هیچ گالری فعالیت نمی‌کند. از چهار سال پیش ایده‌ای را شروع کردیم و سعی کردیم هر سال نمایشگاهی داشته‌ باشیم و امسال گفتیم کاری کنیم که سال‌های پیش انجام نداده‌ایم و در ماه رمضان که همیشه تعطیل است، این نمایشگاه را برگزار کنیم که بالاترین مخاطب گالری را در ماه رمضان داشتیم و پر بیننده‌ترین کاری بود که در ماه رمضان در گالری آپادانا شکل گرفت.

در مورد «همسایه بالایی»، هم توضیح دهید؟

در جامعه‌ی گذشته‌ای که خیلی هم دور نیست، خانه‌های ویلایی مسطح بوده و کنار هم بوده است. در آن زمان رسم بر آن بود از همسایه مطلع باشند. اما جمعیت بالا رفت و خانه‌های مسطح و افقی، عمودی شده است که خوب یا بد فرهنگ نیز در این راستا عوض شد. به‌خاطر نوع سازه‌ای که همه در آن زندگی می‌کنیم، نشت صدا و تصویر را در خانه‌های یکدیگر داریم. در خانه مشغول تماشای تلویزین هستی که صدای تلویزیون تو در خانه همسایه بالایی می‌رود و صدای صحبت او به خانه تو می‌آید. این ناگزیر است و دست ما نیست. این اتفاق فقط در آپارتمان می‌افتد. در کار همسایه بالایی نیز به یکی از این موارد اشاره شده است.

هنرمندان حاضر در این نمایشگاه، مرتضی بصراوی، بهزاد زهری، زهرا قراخانی، مونا آقابابایی، سینا طاهری، حمیدرضا ششجوانی، احسان تحویلیان، مانی عمادی، حسین تحویلیان، رسول کمالی، جواد قبادی، نیما پیراسته، عاطفه یزدانی، احسان روح‌الامین، علیرضا ارواحی، احسان خسروی، علی سجادیه و مجید آزادمنش هستند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده − 3 =