صدا، امری مستقل یا وسیله ای برای بیان؟

صدا، امری مستقل یا وسیله ای برای بیان؟
رویداد ساندآرت در تهران به روایت محسن ثقفی
برخورد با صوت دغدغه ای است که بیش از صد سال ذهن هنرمندان را به خود مشغول داشته. تفکراتی فارغ از خط ملودی و تبعات آن و صرفاً با نگاه به مقوله ی صدا، نوزده تجربه گر اصفهانی، کوشیده اند برخوردی با صدا داشته باشند. برخوردی که بنا به گفته ی خودشان غیرحرفه ای است. ادعایی ندارد و صرفاً به اشتراک گذاشتن تجربه ای است. تجربیاتی که در معدود مواردی، برخوردی ساده و بی پیرایه است.
مهمترین نقیصه در برگزاری این شنیدگاه ( نمایشگاه صوتی ) عدم ارائه ی استاندارد و حرفه ای آثار بود. آثار از یک سیستم ایتریو در کل محوطه ی گالری پخش می شد. به طور مشخص در مورد تخصصی ترین اثر این مجموعه – مرز خارج – کار جواد قبادی که تاکید بر استفاده از فرکانسهای بم خارج از محدوده ی شنیداری انسان داشت، به بدترین نحو ارائه شده بود. شاید بهتر بود مسئولین مجموعه و گالری فکری برای تعبیه سیستمی مشتکل از هدفون ها یا تعبیه ی جایگاه های مناسب برای این مجموعه می کردند تا صدای نامفهوم اسپیکرهای آماتور در کل فضای غیر آکوستیک گالری هرز نرود.
اما پنج اثر در این شنیدگاه از بقیه متفاوت و حایز اهمیت بود. جدا از اثر جواد قبادی که ذکر آن رفت، نخستین اثر – وصف حال – از مهدی وفامهر است. او در این اثر با استفاه از چینش دقیق و با حوصله ی صدای گوینده ی برنامه های رادیویی که تاریخ و زمان را به روایت های میلادی و قمری و شمسی اعلام می کند و یا شمارش اعداد و روزها ماه یا روزهای هفته یا هر ذکر متواتری مرتبط با زمان موفق شده استفاده بسیار به جایی از گذشت ایام را از طریق اعلام گوینده القا کند.
دومین اثر مفعول قدرتمند کاری از زهرا قراخانی بود این اثر صداهای مختلفی بود از پاسخگویان تلفنی بانکها ، ادارات دولتی، شرکتها و …اصواتی که منشاتی انسانی دارد. اما فاقد هرگونه احساسی، اصواتی که گاه با پاسخ سردستی و ساده می توانند تغییری عظیم و غیرقابل جبران در زندگی انسانی به وجود آورند. منفعلانی که در راستای قدرت بی حد تکنولوژی از آن ها بهره برداری می شود و سیطره ای غیرقابل کتمان بر زندگی بشر مدرن دارند.
” بدون عنوان ” اثری از مانی عمادی، صدایی بود که در برخی لحظات مامفهوم می شد. صدایی که متن خبر فروش اخیر آثار هنری موسوم به حراج تهران را روایت می کرد. در متن بروشور این مجموعه نیز متن این خبر و ارقام موجود در آن بصورت معکوس فایل شنیداری در قسمتهایی با رنگ کم و ناخوانا درج شده بود. اثری چند رسانه ای و انتقادی به فرآیند فروش آثار هنری و بازار هنر در ایران. اثری که بخش صوتی آن بدون متن قابل فهم نبود و همچنین متن پیاده شده آن بدون فایل صوتی.
عاطفه یزدانی با نگاهی زبان شناختی به حروف ربط در فارسی تمرکز کرده بود. پیوستگی که چینش متواتری بود از برش های حروف ربط در سخنرانی یا خطابه های موجود در رسانه ها، با عدم یک دستی در رسایی اصوات و نیز عدم وجود فاصله لازم در بین هر حرف بی هویتی و نارسانایی منظور را در اثر خود به چالش کشیده بود. تلاشی که می تواند در زمره تلاش های موفق مجموعه جای بگیرد.
گذشته از پنج اثر مذکور، مابقی آثار برخوردی ساده با استفاده از ضبط کننده های صدا و یا میکس چند خطی صوتی بسیار ساده بودند. نوعی برخورد ابتدایی با چند نرم افزار آسان و عموماً آثاری بی هدف، آثاری که گاه با اطلاق نوشته هایی به ظاهر غامض و پیچیده سعی در مخفی کردن نداشتن آن نگاه لازمه ی خلق این آثار داشت و بیش تر به بازی کودکانه با اسباب بازی جدیدی می مانست. البته در مجموعه ای که خود نیز ادعای حرفه ای ندارد، امریست قابل اغماض و گذشت. اما برای برپایی چنین مجموعه هایی، مشورت با اهل فن می تواند در فرم ارائه ی آثار و در نتیجه نهایی آنان تاثیر به سزایی داشته باشد. به ویژه متخصصین و آگاهان رسانه های صوتی معاصر در ایران کم نیستند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + دوازده =